به نام وجودی که وجود بی وجودم ز وجود پر وجودش گشته موجود
"و ان یکاد الذین کفرو الیز لقونک بابصارهم لما سمعو الذکر و یقولون انه لمجنون و ما هو الاذکر للعالمین"
سلام به تو که هنوز تکه ای از آسمان در چشمانت ، جرعه ای از دریا در دستانت و تجسمی زیبا از خاطره ی ایثار گلهای سرخ در معبد ارغوانی دلت به یادگار مانده است.
این منم،همان سیندرلای معروف ! سوار بر قایقی در رودخانه ی زندگی، سر خوش در جستجوی خوشبختیم. کلبه مجازیم را با تمام وجود هدیه میکنم به شمایی که مهمانش شدید و هر یک بر زورقی کوچک در مسیر زندگی در حرکتید. امیدوارم که از با هم بودن لذت ببریم.
گاهی نیز برای شاهزاده ای مینویسم که روزی سوار بر اسب سپیدش خواهد آمد.نمیدانم کیست و کجاست اما برایش بهترینها را آرزو میکنم...